برای
تحصیلات آکادمیک، دو سال را خارج از شهرم، یعنی کرمان گذراندم. دو سال مابقی را
ولی کنار خانواده و در زادگاه اجدادی.
دو سال در کرمان بیش از آنکه تحصیل کنم، به تهذیب نفس و خود پرداختم و در مقابل دوسال دیگر که در اراک حضور داشتم بیش از آنکه به تهذیب بپردازم، تحصیل کردم. جالب تر آنجاست، که همانقدر تحصیل در شهر مادری ام در اندازه ی نیاز و بل مفید نبود، تهذیب در کرمان را برای یک عمر کافی می دانم...
پی نوشت:
خاک کرمان عجیب دامن گیر
است. روز جمعه ای، خوب ما را برد به آن روزها.
تصویر روبرو هم مربوط است به باغ شازده ماهان کرمان از عکاس خبرگزاری مهر.
برچسبها: یادداشتهای روزانه, کرمان, باغ شازده ماهان
تا همین چند روز پیش فکر می کردم بهترن کتابش «نشت نشا» ست. الان که «نفحات نفت» ش را زمین گذاشتم، مطمئن شدم که اشتباه کرده ام. با اینکه این کتاب جلد صفرم نشت نشا لقب گرفته، ولی اگر «0»ش را جلوی «2»ی تعداد مقاله ی اقتصادی-سیاسی بلند مکتوبش قرار دهیم، الحق که نمره ای کمتر از 20 زیبنده اش نیست. شاید و اگر آن یک فصلی که به گفته خودش، حذف کرده اند را می خواندیم، 100 هم می گرفت. تجربه نشان داده است اصولی که دولتی ها با آن دعوا دارند، بیشتر مورد لطف مردم قرار می گیرد و به دردشان می خورد تا اموری که چنان پرس بیست تن بر سرهایشان کوبیده می شود.
«از دولتی بودن خسته شدیم!»
شاید درک و برداشت من از نفحات نفت این بوده باشد. به شخصه
با تجربه ی دو-سه ساله ی خود در بازار کار، به این نکته دست یافته ام که مرد
ادارات دولتی نیستم! دولتی بودن یعنی نفتی بودن، یعنی مرگ خلاقیت و به تبع آن مرگ پیشرفت، یعنی زندگی در دنیای سبقت و بل سرقت. سبقت از مدیران رقیب و سرقت از کار و به قول امیرخانی از چند نسل پیشین و پسین. البته لفظ سرقت مطمئنا شامل «مخلصین له الکار» نخواهد شد. امیرخانی می گوید اگر ذره ای کم-کاری در یک اداره ی دولتی انجام شود، پاسخگوی ملتی باید بود. چون این پول نفت آن هاست که سر ماه در حسابها ریخته می شود. در وطنی که دکتر عباسی عزیز
حتی «بانک داری اسلامی» اش را به «جنگ با خدای اسلامی» تعبیر می کند، چیزی جز
استقلال مرا راضی نمی کند.
در فرهنگ و هنر هم این وضعیت آشفته وجود دارد. بودجه را در اختیار ارگانی قرار می دهند و آن ارگان فرد یا گروهی را استخدام می کند تا کار هنری بسازند. آیا کار هنری انجام دادن به منزله ی هنرمند بودن است؟ خیر! چرا که هنرمند مرز نمی شناسد. سفارشی کار نمی کند. با بودجه پیش نمی رود بلکه با نیاز قدم بر می دارد. نیاز به بهتر شدن اثر هنری اش. نیاز به قوی تر شدن کار. اینجاست که معنی تهیه کننده واقعیت پیدا می کند. اینجاست که هنر به صنعت تبدیل می شود. نه یک پتک است و نه یک پرس بیست تن! بلکه روحی است در کالبد حقیقت.
نفحات نفت را همه باید بخوانند. نه فقط آنهایی که می خواهند وارد بازار کار شوند. بلکه همان مدیران سه لتی و حتی کارمندان مدیران سه لتی هم باید بخوانند. هدف هم تغییر کردن آنها نیست. بلکه فقط و فقط برای آن است تا توجیه ناپذیری کارشان را درک کنند. به خاطر آنکه تا نفت بر این وادی حکم می راند، پول مفت تخس خواهد شد و تا پول مفت در جیب ها پر است، خفت هیچکس را نمی توان گرفت!
پی نوشت:
چندی پیش در یک جلسه ی خصوصی شنیدم که فلان ارگان دولتی به فلان مسجد معروف 5 برابر بیش از بودجه ی حقیقی اش تقدیم کرده تا مبادا منبر آن مسجد گریزی بر نقد آن ارگان بزند. این کار دقیقا یعنی چه؟
برچسبها: کتاب, نقد کتاب, نقد نفحات نفت, نفحات نفت, رضا امیرخانی
هر چند محرم و صفر رخت بر بستند و ربیع فرا رسید؛ ولی روضه ی حضرت ارباب (ع) را در هر شب جمعه فراموش نکنید که همین بس که برکتی بر زندگی می افزاید.

در آلبوم شماره 6 خواهید شنید از:
1- محمد حسین گلپایگانی؛ مرشد حسین، متولد 1290
2- محمد علی چمنی، متولد 1324
3- محمد علی کهرمیان، متولد 1302
4- محمد علی ملا علامه؛ شاعر، متولد 1304
5- محمد تقی فارسی، متولد 1310
6- نادعلی کربلایی اسماعیل؛ شاعر، متولد 1301
دانلود در ادامه مطلب!
برچسبها: دانلود مداحی, دانلود مداحی قدیمی, مداحی تهران قدیم
رحلت حضرت رسول اعظم صلوات الله علیه و شهادت کریم اهل بیت امام حسن مجتبی علیه السلام تسلیت باد.

در آلبوم شماره 5 خواهید شنید از:
1- جعفر شعبان خمسه، متولد 1339
2- حسن فرشته نژاد، متولد 1306
3- سید مصطفی هاشمی دانا، متولد 1299
4- سید محسن دربندی، متولد 1299
5- عزیز الله مبارکی؛ شاعر، متولد 1310
6- علی اصغر خراط ها، متولد 1310
دانلود در ادامه مطلب!
برچسبها: دانلود مداحی, دانلود مداحی قدیمی, مداحی تهران قدیم
