تبليغاتX
رساتر | rasatar.ir - طنز

شنبه بیستم اسفند 1390

متنی که پیش روی شماست، خرده یادداشتی است پیرامون مواضع اقتصادی کنونی، شب عید و ولخرجی های شیرینش. شاید کمی زبان طنز تلخ بنده شما را ناراحت کند ولی به نظرم خوب است که خوانده شود.

هلوی پوست ناکنده...

هلوسلام اول وقت امروز برای قول آخر وقت دیروز بود و قول آخر وقت دیروز برای فردا...

فردا نوبت وام من می رسد؛ شاید که وام، بوی شام را هم مدتی در منزلمان راه بیندازد.

فردا که می رسد وام را چنان هلوی پوست ناکنده ای، آکنده از شعف بغل می کنم و بوسه می زنم که عجیب فکرهایی دارم برایش:

پوست های هلو را می گذارم روی زخم هایم و گوشتش را برای خرج هایم و هسته اش را ...

آه! این هسته ی هلو چقدر تلخ است. انگار کن کارخانه ی بازیافتی شده ام تا این هلو را با هسته ی تلخش ببلعم و هلویی دیگر بسازم با هسته ای به شیرینی عسل. آخر روزی که هلو را به من می دادند، گفتند: «وام شما 14 درصد سود دارد.»


برچسب‌ها: هلو, داستان طنز, وام
ارسال شده توسط سید مسعود در ساعت 1:20 |

پنجشنبه بیست و ششم آبان 1390
می دونید چیه؟
گوش دادن به حرفای من اوجب واجباته!
حرفای من، خود واجباته!
خود من هم، اصلا اصل واجبم!
غیر اینوم راه نداره...


برچسب‌ها: طنز, سیاسی, اوباما
ارسال شده توسط سید مسعود در ساعت 0:41 |

درباره ما
بر این حتم دارم که اگر جلال در حیات بود، مریدش می شدم. حال که از وجود ذی جود امیرخانی بی بهره نیستیم، به جد محبش هستم و پیگیر عوالم و اوامرش. این روز ها هم، بیش از آنکه شعر بسرایم، نثر می زایم...
گاهی نیز برای بخش نوستالژیک وبلاگ، لینکهایی تهیه می کنم جهت به اشتراک گذاری خاطرات و لذتها. اسمش را گذاشته ام:
«دانلود نایاب ها»
منوی اصلی
موضوعات مطالب
برچسب‌ها
آرشیو مطالب
اطلاعات آماری
Free PageRank Checker
در گوگل محبوب کنید
لطفا با کلیک بر روی آیکن 1+ این صفحه را پلاس کنید تا افراد بیشتری بتوانند از این مطلب استفاده کنند.
آخرین مطالب ارسالی
دانلود کنید
لینك دوستان
بنر دوستان